مرتضى مطهرى

285

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

شكست اروپا در علوم سياسى و اجتماعى ، اصل اول را مجسم مىسازد ( يعنى اينكه نمىخواهد به هيچ امر ابدى اعتراف كند ) و بىحركتى اسلام در ظرف مدت پانصد سال اخير ، اصل دوم را مجسم مىسازد « 1 » اصل طرح ما اين است كه نه اسلام در ذات خودش به‌طور مطلق نامتغير است ( يعنى هيچ جنبهء تغيير در آن وجود ندارد ) و نه زمان و شرايط زمان اين‌طور است كه جبراً همه چيز در آن تغيير مىكند و بايد هم تغيير كند . نه ، بعضى چيزهاست كه تغيير نمىكند و يا لااقل بايد تغيير نكند ؛ يعنى ما بايد جلو تغييرش را بگيريم و آن را ثابت نگه داريم تا حركت در مدار آن قرار بگيرد . ما اول قسمت مربوط به اسلام را عرض مىكنيم تا ببينيم در اسلام چه خصوصياتى هست كه با آنكه نسخ نمىپذيرد و تغييرى كه نسخ باشد در اسلام وجود ندارد ، مع ذلك خود اسلام راه را براى تغيير باز كرده است . يكى از مسائل اين است : علماى اسلام ( علماى « اصول » ) اصلى دارند ، مىگويند وضع و تقنين و جعل قوانين اسلامى از نوع قضاياى حقيقيه در منطق است ، نه از نوع قضاياى خارجيه . قوانين اسلامى از نوع قضاياى حقيقيه است منطقيين اصطلاحى دارند [ به نام ] « قضيه » « 2 » ، مىگويند قضيه ( قضاياى كلى نه قضاياى جزئى و شخصى ) بر دو قسم است : خارجيه و حقيقيه . قضيهء خارجيه قضيه‌اى است كه در عين اينكه كلى است ولى از اول يك مجموعه افراد محدود و معينى را در موضوع قضيه در نظر مىگيرند و بعد حكم را براى آن مجموعه افرادِ درنظر گرفته شده بيان مىكنند . مثلًا شما مىگوييد : همهء مردم ايرانِ زمان حاضر مسلمانند . حال ، اين مردم مثلًا بيست و پنج ميليون نفر جمعيتند . يك مجموعه افرادى را در نظر گرفته‌ايد و حكم را روى اين اين مجموعه افراد برده‌ايد . طبعاً موضوع محدود مىشود به همين بيست و پنج ميليون جمعيت . يا مثلًا مىگوييد :

--> ( 1 ) احياى فكر دينى در اسلام ، ص 169 . [ عبارات داخل پرانتز از استاد شهيد است . ] ( 2 ) مانند اينكه مىگوييم « الف ب است » يا « هر الف ب است » .